مرتضى راوندى

261

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و به تدريس نظاميه نشست ، در تمام مدت يازده سال كه غزالى به رياضت و عزلت و انزوا مشغول بود ، مؤلّفات و كلماتش در اقطار ممالك اسلامى شهرت داشت . امّا دو پيرامنش چندان سروصدايى برنخاست و فقها و اهل ظاهر با وى كارى نداشتند . از آنگاه كه غزّالى از پردهء انزوا درآمد و آشكارا با مردم روبه‌رو گشت و سخنان خود را بگفت ، در رگهاى حسد و بغض ، خونها به جوش آمد و مارهاى خفته بيدار شدند و درصدد آزار و ايذاء آن بزرگ‌مرد برآمدند و به انواع دسيسه‌ها متشبّت گرديدند . اخبار و احاديثى را كه وى روايت مىكرد بىبنياد قلمداد مىكردند كه وى استاد روايت نداشته است . نسبت كفر و بددينى به وى مىدادند و خواندن كتابهاى او را حرام مىشمردند و مىگفتند كه سخنان فلاسفهء ملحد را با شرع اسلام آميخته است . از نور و ظلمت سخن مىگويد كه عقيدهء مجوسيان و گبركان است . پاره‌يى از كلمات او را كه از ذهن عوام بالاتر است از احياء العلوم و ديگر مؤلّفاتش بيرون آورده در مجالس و محافل از وى بدگوييها مىكردند و بر وى شنعتها مىزدند و خاطر مردم كوته‌نظر را مشوب مىساختند . پايهء سخنان غزّالى از اذهان عامّه بالاتر رفته بود و به قول خودش در يكى از مكاتيب فارسى « روزگار ، سخنش را احتمال نمىكرد » و حقايقى را كه او درك كرده بود انديشه‌هاى محدود و حوصله‌هاى كوچك مردم روزگار برنمىتابيد . و پاره‌يى از عقايد و آراء او با ظاهر شريعتى كه در دست عامّه بود سازگار نمىآمد و از اين رهگذر خاطر ظاهربينان كوتاه انديشه بر وى تيره مىگشت . گاهى نوشته‌هاى غزّالى را تحريف و از اين راه دلها را نسبت به او آلوده مىساختند . جمعى هم به دربار پادشاهان سلجوقى ( سلطان سنجر و محمدّ بن ملكشاه ) از وى شكايت بردند كه بددين است و مردم را گمراه مىكند و از پادشاه و امرا و وزرا مىخواستند كه غزّالى را به مجلس مناظره بخوانند . مقصودشان اين بود كه از اين رهگذر غوغا و هياهويى راه بيندازند . غزالى به طريقه شافعى منتسب بود و فقهاى حنفى و ديگر طرق مذهبى كه در خراسان و ديگر كشورهاى اسلامى بودند هم از جهت مسلك و طريقه و بيشتر از نظر بغض و حسد ، با وى دشمنى مىورزيدند تا كار را به حكم قتل او كشيدند . . . « 1 » » غزّالى پس از كناره‌گيرى از تدريس نظاميّهء نيشابور « غزّالى پس از كناره‌گيرى و استعفاء از تدريس نظاميّه نيشابور به وطنش توس

--> ( 1 ) . غزالىنامه ، پيشين ، ص 187 به بعد .